آنجا که سایه ها میخندند

اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد

داستان عبرت آموز (قسمت سوم عاقبت دوستی اینترنتی)

از طریق چت در اینترنت با امید آشنا شدم. ما هر شب با هم اینترنتی ارتباط داشتیم و پس از مدتی این ارتباط تلفنی شد و بعد هم یک روز قرار گذاشتیم تا همدیگر را ببینیم. ما چندین بار همدیگر را ملاقات کردیم تا اینکه روز حادثه من و امید در کافی شاپی در مرکز شهر با هم قرار گذاشتیم.


 

چند دقیقه بیشتر از حضورمان در آنجا نگذشته بود که امید به من گفت در یک ساختمان نیمه کاره شغلی گرفته است و از من خواست همراهش بروم و از نزدیک با کارش آشنا شوم. من هم با اینکه مردد بودم قبول کردم. زمانی که به آن ساختمان نیمه کاره رسیدم امید به زور مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و فیلمبرداری هم کرد. من از محل فرار کردم و به خانه رفتم. اتفاقی که برایم افتاده بود آنقدر اذیت کننده بود که نمی دانستم باید چه کنم تا اینکه فردای آن روز امید با من تماس گرفت. شیرین که به شدت ناراحت بود و بازگو کردن وقایع آزارش می داد، افزود؛ امید به من گفت برای اینکه فیلم را پخش نکند باید به او مبلغی پول بدهم و اگر این پول را نپردازم آبرویم را همه جا می برد و فیلم را بین آشنایانم و مردم شهر پخش خواهد کرد. آنقدر مستاصل بودم که نمی دانستم کار درست چیست. از آبرویم و از اینکه خانواده ام در جریان این ماجرا قرار بگیرند به شدت می ترسیدم به همین خاطر هم پولی که خواسته بود از بین پول های مادرم برداشتم و به او دادم. فکر می کردم او اگر پول بگیرد دست از سرم برمی دارد اما چند روز بعد دوباره تماس گرفت و تهدید کرد. باز هم مجبور شدم به خواسته اش عمل کنم و به او پول بدهم. در مدت هفت ماه این جوان از من 12 میلیون تومان گرفت. هر بار که به او باج می دادم، می گفت بار آخر است اما باز هم بعد از مدتی کوتاه کارش را تکرار می کرد تا اینکه مادرم متوجه شد و مجبور شدم واقعیت را به او بگویم.

با توجه به اطلاعاتی که از متهم به دست آمد ماموران او را دستگیر کردند. امید در بازجویی های اولیه تعرض به شیرین و اخاذی از او را پذیرفت و گفت؛ وقتی این دختر را دیدم فهمیدم خیلی زودباور است و می توانم کاری که می خواهم انجام دهم به همین خاطر او را به کافی شاپ دعوت و بعد نقشه خودم را عملی کردم. او را به ساختمان نیمه کاره یی که از قبل می شناختم بردم و در آنجا مورد آزار قرار دادم. شیرین از من ترسیده بود و می دانستم هر چقدر پول بخواهم می توانم از او بگیرم و این کار را هم کردم.

پرونده امید بعد از پایان تحقیقات اولیه به دو قسمت تقسیم شد و در مورد اتهام تعرض به دادگاه کیفری استان تهران و در مورد آدم ربایی و اخاذی از شیرین به دادگاه کیفری عمومی مجتمع قضایی بعثت فرستاده شد.

روز گذشته قاضی رحیمی رئیس شعبه 1144 امید را مورد محاکمه قرار داد. پسر جوان اعترافات اولیه اش را رد کرد و گفت؛ من نه از شیرین اخاذی کردم و نه اینکه او را مورد آزار قرار دادم. او خودش به ساختمان نیمه کاره آمد و ماجرای 12 میلیون تومان پول هم دروغ است. این دختر قصد دارد با این کار از من انتقام بگیرد.

امید که در حال حاضر 25 ساله است و از زندان برای محاکمه به دادگاه آورده شده بود، گفت؛ قبول دارم ما با هم از طریق چت و اینترنت آشنا شدیم و چند بار نیز با هم بیرون رفتیم اما بقیه ماجرا را قبول ندارم و گفته های شیرین دروغ است. قاضی رحیمی بعد از پایان جلسه محاکمه اعلام کرد به زودی رای دادگاه را اعلام خواهد کرد.

نویسنده : مرتضی میثمیان : ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ ; شنبه ٩ امرداد ۱۳۸٩
Comments نظرات () لینک دائم