من برگشتم

.

من صدا می زنم

باز کن پنجره، باز آمده ام

من پس از رفتن ها، رفتن ها

با چه شور و چه شتاب

در دلم شوق تو، اکنون به نیاز آمده ام

داستان ها دارم

دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو

از دیاران که گذر کردم و رفتم بی تو

بی تو می رفتم و می رفتم

و صبوری مرا، کوه، تحسین می کرد

من اگر سوی تو برمی گردم

دست من خالی نیست

کاروانهای محبت با خویش

ارمغان آوردم

من صدا می زنم:

آاااای

باز کن پنجره را

استخوان هایم سرما خورده اند

این روزها که آسمان، دل نازک شده

کمی زودتر می شکنم

کمی بیشتر می بارم


/ 12 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مونا

چه متن قشنگی [لبخند] اومدنت مبارک[بغل]

هانیه

سلام چه خوب که برگشتی[چشمک]ادرس وبلاگتو اشتباه گذاشته بودی[متفکر]اینم ادرس جدیدم http://arezobedel69.blogfa.com

مجید

سلام داش مرتضی. داش خیلی خوشحالم دوباره برگشتی سرافرازمون کردی! از عشق و دوستی گفتی دلمونو هوایی کردی.. بسیار زیبا بود/ پیروز باشی بدرود

zoha

salam duste aziz khoshhalam k bargashti!!! manam bargashtam... vali ba y adde jadid! khoshhal misham inja ham bhem sar bzani[چشمک] rasti link shodi!!!

شاپرک

سلام چه عجب شما اومدی والله من دیگه دل و دماغشو ندارم مگه این زندگی واسه آدم اعصاب درست حسابی هم میزاره که برسه به این کارا هیییییییییییییییییی[افسوس] هر جا هستی موفق باشی. منم به یادتم[گل]

محمد

سلام داداش مرتضی گلم چقدر دلم برات تنگ شده بود خوشحالم که برگشتی امیدوارم که دیگه غم سراغت نیاد [گل]

رها

من گمان میکردم دوستی همچون سروی سرسبز چهارفصلش همه آراستگی ست من چه می دانستم هیبت باد زمستانی هست من چه میدانستم سبزه می پژمرد از بی آبی سبزه یخ می زند از سردی دی من چه میدانستم دل هر کس دل نیست قلبها صیقلی از آهن و سنگ قلبها بی خبر از عاطفه اند از دلم رست گیاهی سرسبز سربرآورد درختی شد نیرو بگرفت این گیاه سرسبز این برآورده درخت اندوه حاصل مهر تو بود و چه رویاهایی که تبه گشت و گذشت و چه پیوند صمیمیتها که به آسانی یک رشته گسست چه امیدی ، چه امید ؟ [گل]

maryam

آقا مرتضی تو هم غیبتت خیلی طولانی بودا

مهلا

به سلام اقا مرتضی بابا دلمون واست یه ذره شده بود [دلشکسته]