بزرگترین غم

.

اگه قرار بود هرکسی بزرگترین غمش رو برداره و ببره تحویل بده، با دیدن غمهای دیگران آهسته غمش رو در جیبش میگذاشت  و به خونه بر می گشت  . . .

.

/ 7 نظر / 16 بازدید
SiNA Hp (باران عشق)

گاهی می خواهم انســــــــــان نباشم ...گوسفندی باشم ، پا روی یونجه هـــــــا بگذ...ارم اما دلــــــــــی را دفن نکنم ...! ... .........گرگی باشم ، گوسفند هـــــــا را بِدَرم اما بدانم ، کــــــــارم از روی ذات است نه از روی هوس ...! خفاشی باشم که شبها گـــــــــردش کنم با چشمهـــــــــای کور ،‌ اما خوابی را پرپر نکنم ..! کلاغی باشم که قار قار کنم پرهــــــــایم را رنگ نکنم و دلــــــــی را با دروغ بدست نیاورم[گل]

f

سلام متاسفانه هیچ وقت فرصتی پیش نمباد تا با شما رقابت کنم اما جا خالی نکردم اخرش این وبلاگو میسازم عکست رو گذاشتی که چی بگی خوشگلی [فرشته]

رها

سلام مرتضی عزیز اره اگه میشد بفهمیم که بزرگترین غم ما برای خیلی ها کوچکترین وپیش پا افتاده ترین غمشونه وبزرگترین غم اونا ختی تو طاقت مخیله ما هم نمیگنجه شاید کمی شاکر تر بودیم

رها تنها

سلام 0 اشکهایم که سرازیر میشوند 000 دیری نمی پاید که قندیل می بندد 000 عجیب سرد است هوای نبودنت 0000 بیادتم همیشه داداشی گلم0